خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )

649

نهج البلاغة ( فارسي )

گمشگشته اى و از راه راست منحرف شده اى . آيا نمىبينى - البته نمىخواهم تو را خبر دهم بلكه از نعمتى كه خداوند به ما ارزانى داشته سخن مىگويم - كه گروهى از مهاجران در راه خدا به شهادت رسيدند . آرى ، هر يك را فضيلتى بود ، تا شهادت نصيب شهيد خاندان ما شد او را سيد الشهدا ( 1 ) خواندند و رسول الله ( ص ) بر كشتهء او نماز گزارد و به هفتاد تكبيرش اختصاص داد يا نمىبينى كسانى دستهاشان در راه خدا از تن جدا افتاد ، البته هر يك را فضيلتى بود ، تا دست يكى از ما را جدا كردند ، او را « طيار » و « ذو الجناحين » ( 2 ) خواندند و گفتند كه در بهشت با دو بال پرواز مىكند . اگر خداوند خودستايى را منع نفرموده بود ، گوينده براى تو از فضايلى سخن مىگفت كه دلهاى مؤمنان به آنها خو گرفته است و گوشهاى شنوندگان آنها را ناخوش ندارد . اين شكار را واگذار كه صيد آن كار تو نيست . ما پروردگان خداييم و ديگر مردم پروردگان ما هستند . اگر با خاندان شما در آميختيم و چون همتايان با شما رفتار كرديم ، در عزّت و شرف ديرين ما نقصانى پديد نيامد . از شما زن گرفتيم و به شما زن داديم ، در حالى كه ، همتايان ما نبوديد . به راستى شما را با ما چه نسبت رسول الله ( ص ) از ماست و آن دروغگو كه تكذيبش نمود از شماست . « اسد الله » ( 3 ) از ماست و « اسد الأحلاف » ( 4 ) از شماست . سرور جوانان بهشت ( 5 ) از ماست و « صبيبة النار » ( 6 ) از شماست . بهترين زنان جهان ( 7 ) از ماست و حمّالة الحطب ( 8 ) از شماست . و بسا چيزهايى ديگر كه از فضايل ما هستند و يادكردنشان به زيان شماست .

--> ( 1 ) . مراد ، حمزة بن عبد المطلب است . ( 2 ) . مراد ، جعفر بن ابى طالب است كه در جنگ موته به شهادت رسيد . ( 3 ) . اسد الله ، ممكن است مراد حمزه باشد . ( 4 ) . اسد الاحلاف ، شير سوگندها ، بعضى گويند ابو سفيان است و بعضى گويند عتبة بن ربيعه است . ( 5 ) . سرور جوانان بهشت : مراد ، حضرت امام حسن ( ع ) و حضرت امام حسين ( ع ) است . ( 6 ) . رسول الله ( ص ) پس از جنگ بدر فرمان كشتن عقبة بن ابى معيط را داد : او گفت : « من للصبيبة يا محمد » چه كسى براى كودكان خواهد ماند رسول خدا ( ص ) فرمود : « النار » نهج البلاغه ، ص 520 ، ترجمه دكتر شهيدى . ( 7 ) . بهترين زنان جهان ، مراد ، حضرت خديجه و حضرت فاطمه ( ع ) است . ( 8 ) . حمالة الحطب ، زن ابو لهب كه ام جميل نام داشت و او عمهء معاويه بود .